تبليغاتX
آوای دانشگاه

 

خانواده های تعدادی از دانشجویان بازداشت شده ، امروز برای دومین بار موفق به ملاقات با فرزندان خود شدند.

در حالی که 52 روز از زمان اولین بازداشت های دانشجویان طیف چپ می گذرد، تنها 5 تن از بازداشت شدگان با قرار وثیقه از زندان آزاد شده اند و حدود 35 دانشجو، همچنان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند.

صدور قرار وثیقه برای 10 تن از بازداشت شدگان در شرایطی صورت گرفت که پیش از آزادی آنان، مأموران وزارت اطلاعات، 10 دانشجوی دیگر را، روز دوشنبه 23 دی ماه، بازداشت و به زندان اوین انتقال دادند.

همچنین با وجود صدور قرار وثیقه برای تعدادی از دانشجویان، خانواده های آنان با اشاره به سنگین بودن وثیقه های صادره، به دادگاه انقلاب اعلام کرده اند که از تودیع چنین قراری ناتوانند.

نسرین عبداللهی، مادر ایلناز جمشیدی که دخترش هم اکنون 52 روز است در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود، می گوید:" صبح دیروز با مراجعه به دادگاه انقلاب، نامه ای را تسلیم دادگاه کردم و در آن اعلام نمودم که توانایی تامین قرار وثیقه 100 میلیون تومانی برای آزادی فرزندم را ندارم و حالا منتظرم تا شاید قرار ها کاهش داده شود."

خانواده نسیم سلطان بیگی، دیگر دانشجوی دختر بازداشتی که به شرط تأمین وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان آزاد می شود، نیز تاکنون موفق به تأمین قرار وثیقه برای فرزندشان نشده اند.

امروز در جریان ملاقات های صورت گرفته، خانواده های مهدی گرایلو و مهدی اللهیاری نیز توانستند با فرزندانشان دیدار کنند. این خانواده ها که هفته گذشته با حضور در زندان اوین، اجازه ملاقات با فرزندانشان را پیدا نکردند. امروز پس از 52 روز موفق به دیدار با آنان شدند.

اما این ملاقات ها نیز نتوانسته است، نگرانی خانواده های دانشجویان را نسبت به شرایط فرزندانشان، کاهش دهد.

مادر کیوان امیری، پس از ملاقات امروز خود با پسرش، نسبت به شرایط نامعلوم او معترض است. او می گوید:" ما ابتدا تلاش کردیم تا بتوانیم فرزندانمان را ببینیم، اما حالا دیگر ملاقات پسرم از پشت شیشه، نمی تواند من را ارضا کند." دادگاه انقلاب به خانواده این دانشجو، اعلام کرده که پرونده او هنوز به دادگاه ارسال نشده است. به گفته ی خانواده امیری، او هفته گذشته نیز در چند نوبت تحت بازجویی قرار گرفته است.

در همین حال سعید حبیبی، نادر احسنی و سهراب کریمی سه فعال دانشجویی هستند که در طی 50 روز گذشته، حق استفاده از تلفن و ملاقات با خانواده را بدست نیاورده اند.

خواهر نادر احسنی با اعلام نگرانی نسبت به وضعیت نامعلوم برادرش می گوید:" امروز بار دیگر به زندان اوین مراجعه کردیم، آما نام او در لیست ملاقاتی ها نبود، مأموران در برابر اعتراض ما نسبت به بی خبری مطلق از شرایط برادرم، گفتند که وی در برابر بازجو مقاومت کرده است، به همین دلیل حق تماس تلفنی و ملاقات را ندارد!"

بی خبری از وضعیت بازداشت شدگان جدید

با گذشت یک هفته از بازداشت 10 دانشجوی دیگر دانشگاه های تهران، تنها دو تن( بیژن صباغ و سروش دشتستانی) از آنان شب گذشته موفق به تماس با خانواده های خود شدند.

خانواده های این دانشجویان، صبح امروز با مراجعه به زندان اوین، مقادیری پول و لباس به زندان تحویل دادند تا به دست فرزندانشان برسد.

سروش دشتستانی،امین قضائی،بیژن صباغ، آناهیتا حسینی،مرتضی خدمتلو، محمد پورعبدالله ،بیتا صمیمی زاد، بهزاد باقری،سروش ثابت ،مرتضی اصلاحچی، 10 دانشجویی هستند که دو شنبه شب گذشته از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.


کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:13  توسط   | 

بیانیه جمعی از اعضا فارغ التحصیل انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی


بیش ازسه هفته از بازداشت غیر انسانی جمعی از فعالان دانشجویی می گذرد. تاکنون سیاست پلید سانسورخبری،تهدید وارعاب ،بسیاری از خانواده های این دانشجویان را از وضعیت عزیزانشان بی خبر نگاه داشته وآنها را دچار بیم وهراسی مضاعف نموده.این گونه برخوردها بامنتقدین ازهرصنف وطبقه وبه ویژه دانشجویان-دانشجویانی که به خوداگاهی رسیده ودرد مردم دردشان است-البته تازگی ندارد بلکه دراین دوران خوش مهرورزی دولت خدمتگزار! فضای سیاسی اندک باز شده درجامعه وداشگاه به رخوت ،انفعال وزوال کشانده شده. گویی اندک آگاهی سیاسی مردم، برجان حاکمان زهر هلاهل می نماید.شگفتی در این میان،کوری تاریخی است که همچون یک بیماری لاعلاج والبته مسری گریبانگیر قدرتمندان این مرز وبوم شده وآنها هربار رشید ترین وشریف ترین فرزندان ملت را بلاگردان امیال مالیخولیایی خویش می نمایند.

این تراژدی تاریخی را همچون گذشته-بارها وبارها وهربار به امید آخرین بار- یاداور می شویم شاید که پند گیرند.

ماجمعی از اعضا سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی، ضمن محکوم کردن هرگونه بازداشت غیر انسانی وبرخورد غیر مدنی با هریک از آحاد جامعه، درخواست آزادی فوری تمام دوستان دربندمان را داریم و  این سخن را یاد آورمستبد پروران وسرکوب پیشگان می شویم که :

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

 

افرادی که تاکنون امضا کرده اند:

١)احسان صفایی مقدم

٢)محمد حبیبی

٣)مهدی فخر زاده

۴)رضا داودی

۵)امید کمانی

۶)حسن ملوندی

۷)بهرام رحیمی

۸)وحید میرشکار

٩)سعید شکفته دل

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 16:43  توسط   | 

 توضیح آوای دانشگاه: بیانیه ای در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان از طرف جمعی از نویسندگان و هنرمندان و روشنفکران شهیر ایران صادر شده است که متن آن را در ادامه می بینید . در نام ها نظری بیافکنید هر نام جهانی از اندیشه و عشق به انسانیت است.
 
روشنفکران! زنان و مردان آزاده!

روز 11 آذر و روزهای بعد بيش از 30 تن از فعالان دانشجويی به بهانه ­ی "قصدِ" برگزاری مراسم 16 آذر، روز دانشجو، بازداشت شدند و تا امروز هم­ چنان در بازداشت به سر می­برند.

امضاکنندگان اين نامه ضمنِ ابراز نگرانی شديد از وضعِ ناروشن اين دانشجويان و برخوردهای امنيتی و پليسی با مقوله­ ی فرهنگ و دانشگاه و دانشجو، بر آن اند که خواستِ آزادی نه ويژه­ ی دانشجويان که خواستِ همه ­ی مردمی است که از سانسور و سرکوب و آزار به جان آمده­ اند.

امضاکنندگان زير خواهانِ پايان بخشيدن به اين وضع ناگوار در همه ­ی عرصه­ های فردی، فرهنگی، اجتماعی و سياسی، و آزادی فوری و بی ­قيد و شرطِ دانشجويانِ دربند اند.

سيمين بهبهانی- علی­ اشرف درويشيان- ابراهيم يونسی- انور خامه­ ای- پرويز بابايی- بابک احمدی- ضياء موحد- مجيد امين ­مويد- قطب ­الدين صادقی- ناصر زرافشان- فريبرز رييس ­دانا- سيدعلی صالحی- محمد محمدعلی- محمود استادمحمد- محمد خليلی- فرج­ الله شريفی- حسن مرتضوی- فرزانه طاهری- جاهد جهانشاهی- محمد شريف- قاسم روبين- عباس مخبر- محمد قائدشرفی- فريبا وفی- شيوا ارسطويی- ناهيد فروغان- يونس تراکمه- مهين خديوی- ناهيد موسوی- احمد باطبی- مظفر درفشی- علی صداقتی ­خياط- رضا خندان (مهابادی)- علی ايرانلو- حميدرضا نجفی- فرخنده حاجی­زاده- یوسف­ عزيزی ­بنی ­طرف- کامران جمالی- فاطمه سرحدی­ زاده- علی­رضا ثقفی- حسين حضرتی- منيژه عراقی- حميد يزدان­پناه- علی­ اصغر شيرزادی- عليرضا جباری- فلامک بردايی- حسين افشار- علی عبداللهی- ری­را عباسی- فرامرز سه­دهی- حسين صفاری­دوست- فريدون چمنی- فرزانه آقايی­پور- محمد زندی- شمس آقاجانی- محمد رئوف­ مرادی- رضا مرادی­ اسپيلی- رضا عابد- ناهيد سرشکی- بهنام ناصری- آرش عندليب- رحيم رسولی- محمد حيدر- هژير پلاسچی- انوش صالحی- حسن صانعی- مريم آموسی- مه­آ محقق- اکبر معصوم ­بيگی- نسترن موسوی.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:39  توسط   | 

این آخرین هشدار است، جنبش دانشجویی آماده قیام است

دانشجویان مبارز! مردم سربلند ایران! آزادگان جهان!
جنبش دانشجویی روزهای بسیار سختی را می گذراند، بعد از قتل عام 67 کسی به خاطر ندارد که حجم بازداشت ها به این گستردگی بوده باشد و باید توجه داشته باشیم بعضی عوامل امنیتی با ایراد مصاحبه های ضد و نقیض سعی در آرام کردن فضای ملتهب این روزها دارند اما جنبش دانشجویی در طول تاریخش همواره بیدار بوده و فریب این جو سازی های بچگانه را نمی خورد، گیریم که چند نفر را هم ٱزاد کنید، اولا ما تا آزادی تک تک رفقای دربندمان از پا نخواهیم نشست و هر لحظه ای که این عزیزان را در محبس خود نگاه دارید بر جرم خود بیشتر افزوده اید، دوما در خوشبینانه ترین حالت که به غیر از چند نفر از لیدرها بقیه را آزاد کنید و به رسم کثیف 28 ساله تان فشار را بر رفقایمان زیادتر کنید تا به هدف شوم خود مبنی بر اعترافات تلویزیونی و یا هر نتیجه دروغ آمیز دیگری برسید، یقین داشته باشید هنگامی که عده ای از رفقای دربندمان بیرون بیایند و دوباره به ما بپیوندند خون تازه ای در رگ جنبش چپ ایران خواهد جوشید و اقدام ننگینتان را فاش تر خواهیم ساخت، شما مزدوران آنچنان کوته فکرید که می خواستید یک جنبش را اسیر کنید و فهمتان کشش ندارد که درک کند جنبش بصورت بالقوه در سراسر ایران ریشه دوانیده است و شما با این سرکوب خونینتان فقط جهت جنبش را رادیکال تر از پیش می کنید که این رادیکالیسم دقیقا هدف ما نیز هست.
حتی قوه ی قضاییه نیز در نامه ای به رهبری به این بازداشتیان بند 325 سپاه اعتراض کرده است، متاسفانه اخبار حاکی از آن بود که رفقایمان بارها به دلیل خونریزی به بهداری زندان اتقال پیدا کرده اند و فشار اآنچنان افزایش یافت که خبر خودکشی یکی از رفقا که احتمالا سعید حبیبی بوده به بیرون درز کرد، این به این معناست که آنچنان فشار غیر انسانیتان را بر زندانیانمان زیاد کرده اید که برای نجات خود و دیگران اقدام به بریدن رگ دستش کرده است، شما باید در دادگاه تاریخ به این جنایت های خود پاسخ دهید، چگونه می توانید چهره ای حق بجانب بگیرید وقتی که در همین سال گذشته حداقل سه دانشجو در زندان شما خودکشی کرده ان د وقتی که عدنان حسن پور به عنوان یک روزنامه نگار در انتظار اجرای حکم اعدام است وقتی تعداد بیشماری از فعالین جنبش زنان را در زندان شکنجه ی قرون وسطایی می کنید وقتی که محمود صالحی را در بیهوشی مطلق و با حال بسیار وخیم آنطور وحشیانه به تخت بیمارستان می بندید وقتی که دانشجویان پلی تکنیک را تا جایی که می توانید شکنجه ی جسمی و روحی می کنید، و قتی که زبان منصور اسانلو را با تیغ موکت بری می برید و قتی که بیش از 30 نفر اعدامی سیاسی در سال گذشته کرده اید وقتی ... این لیست جنایات شما را هیچ وقت نمی توان کامل کرد چرا که ثانیه به ثانیه ی عملکردتان جنایت و فحشا بوده شما به خشم انقلابی مردم سربلند ایران محکومید و دیر نیست که تاوان تمام جنایت هایتان را بپردازید.
این جمله را خطاب به رئیس جمهور مهرورز و عدالت طلب می گویم مبارک باشد که در دوره ی ریاست جمهوریتان رکورد سرکوب همه ی رییس جمهوران ایران را (به غیر از آقای خامنه ای در دهه 60) شکستید و نشان دادید چقدر به تک تک مردم ایران مخصوصا دانشجویان مهر می ورزید، نام خود را در تاریخ ایران سیاه تر نکنید، از خشم انقلابی مردم آزاده ی ایران بترسید که وعده ی همه ی ظالمان تاریخ است، شما باید دستور آزادی آزادی رفقای دربندمان را صادر کنید و بدانید هیچ نیرویی جلوی خیزش انقلابی خلق همیشه قهرمان را نمی تواند بگیرد و ما باز هم می گوییم تا آزادی تک تک شکوفه های زندانیمان از پا نخواهیم نشست و خورشید آزادی را به قیمت جانمان هم که شده بر تارک آسمان خواهیم نشاند، این آخرین هشدار است، جنبش دانشجویی آماده ی قیام است.


زنده باد پرچم سرخ مبارزات رادیکال دانشجویان
زنده باد آزادی برابری هویت انسانی

گروهی از فعالین چپ میبد
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:36  توسط   | 

مردمِ آزاده يِ ايران، رفقا؛
مگر يادتان رفته است خاطره ي کشتارهاي دهه شصت را؟ قتل هاي زنجيره اي دهه هفتاد را؟ واقعه ي هجده تير را؟ سرکوب وحشيانه ي کارگران، دانشجويان، زنان و معلمان را؟ امروز، در ميان سکوت بي شرمانه ي رسانه ها و خبرگزاري هاي داخلي و خارجي، از روزنامه نگاران حرامزاده ي وطني گرفته تا سرمايه داران خارجي، ديگر بار، جنبش چپ ايران نشان داد که موجي فراگير و مدام است که در تمامي دانشگاه ها، کارخانه ها، خيابان ها و کانون ها نفوذ کرده و همگي را به مکتبِ خيابانيِ خود آلوده ساخته است. جنبش چپ، فعاليتي درون دانشگاهي نيست که با پذيرش سلطه يِ مسئولانِ دانشگاه نفس بکشد؛ جنبشي ست که تا پيروزي نهايي و دستيابي به دنيايي آزاد و برابر تلاش مي کند. مبارزان اين جنبش ابژه هايي آلوده اند، که کارشان آلودگيِ تک تکِ سلول هايِ اين جامعه است. ابژه هايي که با خروج از چرخه هاي آموزش و مصرف و خانواده، جنبش آلودگي را به پيش مي برند و پيوند دهنده ي مبارزات دانشجويي و کارگري اند.

مردمِ آزادي خواهِ جهان، رفقا؛
سيزده آذر بار ديگر قدرت، شعور و شور سياسي جنبش چپ دانشجويي را نشان داد. حرکتي که ثابت کرد، جنبش چپ محدود به چند شهر و دانشگاه و مجله و کانون نيست بل که قدرتي ست فراگير، که پرشورترين و آزاده ترين مبارزان را شامل مي شود. در حاليکه بيش از دو هفته از دستگيريِ عزيزترين يارانِ اين مرز و بوم مي گذرد، بايد دانست که سکوت هر فرد، نشانه ي پذيرش جامعه پدرشاهي و نتيجتاً حرامزادگي اوست. ياراني که به دلايلي دروغين، هم اکنون در بدترين شرايطِ روحي و جسمي به سر مي برند و پذيرنده يِ سخت ترين شکنجه ها و آزارها هستند. دانشجوياني که فرياد نه به جنگ، نه به استبداد حکومتي و نه به دانشگاه را سردادند و خواستار آزادي و برابري انسان ها بودند. اين آيا غير انساني ست؟ پس چيست سکوتِ روشنفکران و نويسندگان و فيلسوفان پر مدعاي داخلي و خارجي؟ گوسفنداني که تنها بدنبالِ مجوزِ کتاب هايِ جديدشان هستند و سکوتشان، تنها به حيات بيشتر ِجامعه يِ فاشيستي، مذهبي و سرمايه داري کمک مي کنند.

رفقا؛
امروز جنبش چپ ايران نشانه ي يک آگاهيِ عميقِ سياسي ست. آگاهي اي که تنها انقلاب را طلب مي کند و هيچ گونه سازش و مبادله اي را در اين راه خواستار نيست. رفقا، راهي جز انقلاب باقي نمانده است و انقلاب تنها آلترناتيوي ست که مي تواند اين حرامزادگانِ سرکوب گر و استبداد طلب را ريشه کن کند. پس بياييد بار ديگر به پا خيزيم و فرياد "نه" را بلندتر از هميشه در تاريخ طنين انداز سازيم. فريادي که تحقق اش پيوند دانشجو و کارگر را مي طلبد که گشاينده يِ مبارزه يِ طبقاتي ست.
ما دانشجويانِ آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه صنعتي سهند تبريز، ضمن اعلامِ حمايت کامل خود از جنبشِ چپِ دانشجويي و کارگريِ ايران، دستگيري هاي اخير فعالانِ چپِ دانشجويي و کارگري را محکوم مي کنيم و اعلام مي داريم که صدور اين بيانيه تنها بيانگرِ رسانه ايِ حضور و قدرت ماست و مسلماً در برابر اتفاقات اخير، با تمام نيروهايِ موجود و در کنارِ رفقاي دانشجو و مردمِ آزاده يِ ايران، تا آزادي بي قيد و شرط تماميِ رفقايِ دانشجويِ زنداني و تا برقراريِ آزادي و برابري مي ايستيم.

زنده باد سوسياليسم.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:36  توسط   | 

باز هم تاب نیاوردند. باز هم انتقاد و اعتراض را برنتابیدند. باز هم خشم انسانی دانشجویان را پاسخی ناانسانی دادند.
این روزها و در سالگرد 16 آذر که 54 سال پیش ندای آزادی خواهی و برابری طلبی دانشجویان را به خاک و خون کشیدند باز هم شاهد سرکوب گسترده ی جنبش دانشجویی هستیم. در روزهای گذشته و در راستای برگزاری مراسم روز دانشجو 43 نفر از دانشجویان دانشگاه های مختلف به شیوه های مختلف بازداشت شده اند که با گذشت چندین روز هنوز هیچ خبر دقیقی از آنان در دست نیست.
دانشجویان! این دستگیری ها ممکن است سرآغازی باشد برای سرکوب های گسترده تر. به همین دلیل اینک وظیفه ی ماست که نه تنها تا آزادی همه ی دانشجویان دربند از پای ننشینیم بلکه راه را بر ادامه ی سرکوب ها و اقدامات اینچنینی ببندیم.
بدین وسیله ما دانشجویان دانشگاه هنر اعلام میکنیم که خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط دانشجویان زندانی هستیم و زین پس نیز اقداماتی اینچنینی را بر نخواهیم تابید.

آوای دانشگاه: این بیانیه تاکنون به امضای چندین تن از دانشجویان این دانشگاه رسیده است که اساتمی برخی در ذین می آید در ضمن امضا ها ادامه دارد:

سعید حاتمی – آوا شریفی – محمود آقازاده – ندا هاشمیان – داوود رضایی – مصطفی دهقانیان – داوود صدری – شاهو خوانگر – مهناز علیزاده – علی طباطبایی – امین کوهان – علیرضا وزیری – هادی افتخار مهر – مریم نامی زاده – عبدالله رستم یار – شهاب مصطفوی – امیر موسوی – علی رشیدی فر – محمود کلشلو – محمدرضا عزیزی – ترانه اسماعیلی – ایمان کیمیایی – سمانه گودرزی – جواد چاپاری – فرخ محمدی – آرش صباغ – پگاه بالایی – زهرا شهین فر – آرش کمالی – نرگس مقیمی – بهزاد طالبی – مجید کریمیان – اجات بوکایان – پویان باشتی – بهنام حسینی – بامداد موجانی – میلاد زارعی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:34  توسط   | 

بیانیه شماره 4 کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند

خبرهای رسیده حاکیست که تعدای از خانواده های دانشجویان بازداشت شده پس از دو روز دوندگی توانسته اند از مکان نگاهداری عزیزانشان اطلاعاتی کسب کنند.

حدود 10 تا 12 خانواده از دانشجویان بازداشت شده ی اخیر در روز پنجشنبه 15 آذر ساعت 9 صبح در محل دفتر پیگیری وزارت اطلاعات گرد هم آمده و تا ظهر همانروز با اعمال فشار بر مسئولین این دفتر توانستند از انتقال عزیزان خود به زندان اوین با خبر شوند که بلا فاصله به آنجا رجوع کرده و تا غروب منتظر خبری از دانشجویان بازداشتی ماندند. اما دفتر ورودی زندان اوین از حضور این دانشجویان اظهار بی اطلاعی کرده و اعلام داشته بود که خود را پاسخگو ندانسته و اظهار داشته بود که در حال حاضر هیچکس از وزارت اطلاعات در دسترس نمی باشد تا جواب مراجعین را بدهد. خانواده های دانشجویان نیز اعلام کردند که تا گرفتن جواب و مطلع شدن از مکان و شرایط نگاهداری فرزندانشان هر روز به زندان مراجعه خواهند کرد و در صورت لزوم از مردم خواهند خواست تا در مقابل زندان اوین به ایشان بپیوندند.

مصمم به یافتن فرزندانشان،امروز صبح، جمعه 16 ام آذر، این خانواده ها به مقابل زندان اوین بازگشتند. این بار مسئولان بند 209 در میانشان حضور یافته و در مقابل استفسار مادران و پدران این جوانان، بصورت بی سابقه ای اعلام داشته اند که تمامی دانشجویان بازداشت شده در بند 209 می باشند و کلیه ایشان از لحاظ فیزیکی در تندرستی کامل به سر می برند و حتا حاضر شدند مبالغی را از خانواده ها دریافت کرده تا فرزندان ایشان بتوانند مایحتاج خود را از طریق مسئول خرید بند 209 تأمین نمایند که این امر می تواند بعنوان نشان و مدرک مطمئنی از محل نگاهداری دانشجویان در بند 209 باشد.

همچنین از طرقی مطلع گشتند که تعداد بازداشتی های وقایع اخیر در بند 209 بیست نفر می باشد که پرونده ی ایشان در دست قاضی حسن زارع معروف به حداد، معاون امنیتی دادگاه انقلاب تهران می باشد. بنا بر اطلاعات به دست آمده خانواده های این دانشجویان قرار است فردا صبح، شنبه 17 آذر، بصورت جمعی به محل دادگاه انقلاب در خیابان معلم مراجعه کنند.

بیانیه ی کانون نویسندگان در اعتراض به بازداشت دانشجویان
مردم آزاده ی ايران

در سه روز گذشته، در آستانه ی شانزدهم آذر، بيش از ۲۰ تن از فعالانِ دانش جويی در خيابان، جلوی دانشگاه، محل کار و در منزل ناصر زرافشان (وکيل دانش جويان بازداشت شده) دستگير شده اند. بهانه ی ظاهری نيروهای امنيتی برای اين بازداشت ها دعوت به برگزاری مراسم روز ۱۶ آذر از سوی دانش جويان است. کانون نويسندگان ايران ضمنِ گرامی داشتِ ۱۶ آذر، روز دانش جو، اعلام می دارد که اين روز در بيش از پنجاه سال گذشته همواره نمادِ پيکار با خودکامگی و ستم و امپرياليسم بوده است. آن چه اين روزها بر اين دانش جويان رفته است يادآور همان برخوردهای سرکوب گرانه ی چند دهه ی گذشته است. کانون نويسندگان ايران خواهان آزادی فوری و بی قيد و شرطِ دانش جويان بازداشت شده است.

کانون نويسندگان ايران
۱۴/۹/۱٣٨۶
 

ما خواهان آزادی فوری دانشجویان هستیم

سرمایه داری نا توان از مقابله با اوج گیری جنبش های اجتماعی بار دیگر درمانده شد .نیروهای امنیتی و انتظامی با تمام قوا دو روز قبل از زمان تعیین شده برای برگزاری بزرگداشت 16 آذر اقدام به دستگیری گسترده و سراسری فعالین دانشجویی کردند . تعداد دستگیر شدگان در این رابطه به بیش از 30 نفر رسیده که در بین دستگیر شده ها 5تن از اعضاءکمیته پیگیری به نامهای بهروز کریمی زاده ،علی سالم ،نسیم سلطان بیگی ،محسن غمین وکیوان امیری الیاسی نیز هستند

علی رغم خواست و فشارهای نظام سرمایه داری تجمع روز دانشجو، سه شنبه 13 آذر با

پلا کارتهاو شعارهای خاص حمایت از جنبش کارگری و آزادیخواهی ،با شکوه برگذار شد .

تجمع امسال نشان داد روند رو به رشد جنبش اعتراضی دانشجویی مسیر خود را یافته و به سوی برقراری پیوند با جنبش کارگری حرکت می کند .

بدین لحاظ ضرورت حمایت از دانشجویان و آزادی آنها جزو وظایف اصلی فعالین جنبش کارگری در حال حاظر است .

مردم آزادیخواه ،فعالین کارگری و جنبش های اجتماعی

برای آزادی دانشجویان زندانی لازم است گام های عملی برداشته و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها شویم .

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری

14/9/1386


دانشگاه پادگان نيست

دانشگاه سنگر آزادي است

دوستان و همكاران گرامي

16 آذر روزدانشجو مي باشد در آستانه فراسيدن روز دانشجودولت عدالت پرور به جاي تكريم در مقابل دانشجويان اين پيشگامان مبارزه براي آزادي به دانشگاهها حمله كرده و دهها نفر از دانشجويان را دستيگر كرده است .

دوستان كارگر

روز دانشجو روزمبارزه عليه زور و ستم روز عليه بي عدالتيها وروز مبارزه عليه خفقان عليه سركوب و روز مبارزه براي آزادي ميباشد

.براي همين نيروهاي امنيتي جهت جلوگيري ازگرامي داشت اين روزبزرگ اقدام به دستگيري گسترده دانشجويان دانشگهاهاي كشور كرده اند

ما كارگران ايران خودروضمن گرامي داشت روز دانشجو اين روز بزرگ كه نشانه مقاومت و سمبل آزادگي دانشجويان در دفاع از حقوق ما كارگران ميباشد را به دانشجويان عزيز تبريك مي گوئيم

ما ضمن محکوم کردن هر گونه تعلیق ، اخراج ، دستگیری و پیگرد دانشجویان و فعالین کارگری و اجتماعی، خواهان آزادی فوری وبدون و قیدو شرط آنان هستیم .

زنده باد دانشگاه. زنده باد دانشجويان آزاده و مبارز.

جمعي از كارگران ايران خودرو

چهاردهم آذر 1386

گرامی باد 16 آذر روز دانشجو

دانشجویان در بند باید فورا و بی قید و شرط آزاد شوند

 

از چند روز مانده به 16 آذر امسال، تاکنون 30 نفر از دانشجویان از طریق یورش به منازل شان و یا در خیابان و دانشگاه بازداشت و روانه زندانها شده اند. سیاست تشدید سرکوب و بازداشت فعالین جنبشهای مختلف اجتماعی، سیاست تازه ای نیست و مدتهاست که تشدید این سیاستها به  تنها رویکرد برخورد طبقه حاکم به جنبشهای اجتماعی در ایران تبدیل شده است.

کارگران و رهبران آنان را به جرم ایجاد تشکل و برگزاری مراسم اول ماه مه بازداشت و روانه زندانها کرده اند، اعتراض آنان را به عدم پرداخت دستمزدهای زیر خط فقر،  بیش از پیش با نیروی باتوم بدست و بازداشت و زندان پاسخ داده اند و جوانان دانشجو را که تمامی وجودشان مالامال از برابری خواهی و آرمانهای انسانی است به کمیته های انضباطی کشانده و آنان را با اتهامات واهی از ادامه تحصیل محروم و روانه زندانها کرده اند و در تداوم این سیاستها، طی چند روز گذشته در تعرضی از سر استیصال و درماندگی در برابر شکوفایی روز افزون جنبش برابری خواهی در میان دانشجویان و برای جلوگیری از برگزاری مراسم 16 آذر، هجومی گسترده را در مراکز دانشگاهی سازمان داده و 30 نفر از رهبران  وفعالین برابری طلب دانشجو را در آستانه 16 آذر روانه زندانها کردند. چنین وضعیتی غیر قابل تحمل است و بی تردید این سیاستها در روند تداوم خود، موج برگشت هر چه قدرتمند و تعرضی تری را از جانب دانشجویان و کارگران بر علیه اعمال کنندگان آن ایجاد خواهد کرد. 

 

کارگران

جنبش دانشجویی متحد پیگیر ما کارگران است، امروز جنبش دانشجویی بیش از هر زمان دیگری پرچم مطالبات انسانی ما کارگران را بر افراشته و دانشجویان در لحظه لحظه های مبارزات ما کارگران، دوشادوش ما حرکت و جانفشانی کرده اند. آنان بویژه در چند سال گذشته، در هر فرصتی پرچم و پلاکارد حمایت از ما کارگران را بر دوش کشیده و مدافع جسور و پیگیر طبقه ما بوده اند. نباید آنان را تنها گذاشت و باید به هر وسیله ممکنی از دانشجویان حمایت کرد و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی دانشجویان در بند شد.

اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار با محکوم کردن تعرض به دانشجویان و بازداشت گسترده آنان، خود را متحد جنبش دانشجویی میداند و خواهان تحقق فوری مطالبات زیر است:

 

1-  آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه دانشجویانی که تا کنون بازداشت و یا محکوم به زندان شده و دوران محکومیت خود را می گذرانند

2- آزادی ایجاد تشکلهای مستقل دانشجویی

3- بر چیدن کمیته های انضباطی و پایان دادن به احضار دانشجویان به این کمیته ها

4- بازگشت به تحصیل کلیه دانشجویانی که تا کنون اخراج و محروم از تحصیل شده اند

5- ممنوعیت ورود نیروهای امنیتی به دانشگاهها و پایان دادن به تعقیب و آزار و اذیت فعالین و رهبران دانشجویی

 
                                     دانشجویان زندانی را آزاد کنید!

فعالان دانشجوئی چپ با برنامه از پیش اعلام شده، روز ١٣آذر تجمعی به مناسبت ١٦ آذر روز دانشجو در دانشگاه تهران برگزار کردند که بنا به منابع مختلف دانشجوئی بیش از پانصد تن در آن شرکت کردند. نیروهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم به منظور جلوگیری از این تجمع و سرکوب فعالان دانشجوئی چپ، روزهای ١٢ و ١٣ آذر بیش از سی قعال دانشجوی چپ را با یورش به منازل و محل کار آنها یا در راه منزل و دانشگاه دستگیر کردند. سعید حبیبی از فعالان برجسته سابق دانشجوئی را در مقابل محل کارش ربودند.  

طیف چپ جنبش دانشجوئی بعد از یک دوره فراز و نشیب و فعالیت های هماهنگ با تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی وابسته به این جریان، امسال تصمیم گرفت صف خود را از این تشکل جدا و به طور مستقل مراسم روز دانشجو را برگزار کند. برگزاری مستقل روز دانشجو، اعلام موجودیت دوباره چپ در دانشگاه بعد از سرکوب دانشگاه در دوران "انقلاب فرهنگی" است.  

گردهمائی دانشجویان روز ١٣آذر به حاکمان سرمایه سالار اسلامی نشان داد چپ به عنوان یک گرایش اجتماعی و یک جنبش در دانشگاه حضور فعال دارد و قصد دارد فارغ از سرکوب ها و دستگیری ها، به موجودیت علنی خود ادامه دهد.   

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) دستگیری فعالان دانشجوئی را قویا محکوم می کند و  مانند همیشه پشتیبان و حامی مبارزات آنها خواهد بود و با صدای بلند فریاد می زند "دانشجویان زندانی و همه ی زندانیان سیاسی را آزاد کنید!" کارتان با دستگیری و بگیر و به بند درست نخواهد شد. بوی تعفن تان همه جا را گرفته است.  

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)

١٥ آذر ١٣٨٦ برابر با ٦ دسامبر ٢٠٠٧ 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 10:18  توسط   | 

در پی حضور رحیم صفوی، فرمانده پیشین سپاه، در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه بیانیه ای به شرح زیر صادر کرد:

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی به توجه به آنکه حراست از استقلال دانشگاه و احترام به آزادی های آکادمیک را از وظایف اصلی خود میداند بر خود لازم میداند پیرامون دعوت بسیج از سردار رحیم صفوی به دانشگاه خواجه نصیر نکاتی را به محضر اساتید و دانشجویان آگاه و هشیار دانشگاه برساند:

در ایامی که دانشجویان منتقد را به خانه ی خود راه نمی دهند و به بهانه های واهی به دانشگاه ممنوع الورود می کنند، در زمانی که اساتید دگراندیش را به اجبار بازنشسته می کنند و از ادامه ی تدریس باز میدارند و حتی به صاحب نظران و روشنفکران مستقل اجازه ی سخنرانی در محیط دانشگاه نمی دهند،متاسفانه شاهد آن هستیم که به بسیج دانشگاه خواجه نصیر اجازه ی برگزاری مراسم با حضور سردار رحیم صفوی داده میشود. هرچند که ما خود بر این باوریم که دانشگاه محل تضارب آرا و بحث و گفتگو است و حضور سلایق و عقاید مختلف در دانشگاه نه تنها مفید بلکه ضروری می باشد، اما آنچه تاسف و تعجب ما را برانگیخت آن است که به صاحبان اصلی دانشگاه، یعنی تشکلات مستقل دانشجویی و اساتید اجازه ی ابراز عقیده و بیان دیدگاه های خود را نمیدهند، اما به افرادی که هیچ گونه سنخیتی با دانشگاه و دانشجو نداشته و ندارند اجازه ی حضور داده میشود.

حضور افرادی همچون سردار رحیم صفوی در دانشگاه و متقابلا پاکسازی دانشگاه ها از اساتید آزاد اندیش نشان از عزم جدی انحصار طلبان و تمامیت خواهان در تبدیل دانشگاه از نهادی آکادمیک به محفلی پادگانی دارد تا دانشجویان نیز همچون سربازانی مطیع و بی اراده در فضای حاصل از رعب و وحشت جرات اعتراض، انتقاد و پرسشگری را به خود ندهند.

بسیج دانشگاه خواجه نصیر با دعوت خود از سردار رحیم صفوی بار دیگر نشان داد که به وابستگی خود به ارگان های نظامی- امنیتی خارج از دانشگاه از جمله سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی وفادار بوده و سعی دارد با استفاده از نام چنین ارگان هایی پشتوانه ای امنیتی برای خود ایجاد نماید تا توان برخورد و یا مخالفت با عملکرد بسیج از مسئولین و دانشجویان سلب گردد و مخالفت با خواست بسیج همچون مخالفت با خواست نهادهای نظامی تعبیر گردد، پس سخنی خطاب با سردار رحیم صفوی داریم؛

سردار نام شما و همرزمانتان برای نسل امروز ایران عزیز یادآور جنگ است و دفاع، ما دانشجویان امروز از شما می خواهیم که سپاه را نهادی کاملا نظامی نگه دارید و اجازه ندهید که افرادی که خود را منتسب به سپاه پاسداران می کنند با استفاده از نام سپاه و شهدا به تهدید دگر اندیشان و آزادی خواهان بپردازند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر نسبت به مسیر در پیش گرفته شده از سوی تشکل شبه نظامی بسیج به مسئولین هشدار داده و اعلام می دارد در صورت ادامه ی چنین روند واپس گرایانه و غیر آکادمیکی، پویایی و پیشرفت از دانشگاه رخت بر بسته و جای خود را به جمود و تحجر خواهد

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 0:11  توسط   | 

دانشگاه‌هاي كشور در طول يك ماه اول سال تحصيلي جديد به صحنه‌ي رويارويي نيروهاي سركوبگر و جنبش آزادي خواه و برابري طلب دانشجويي بدل شده است.

دستگيري دانشجويان اميركبير نشان دهنده عزم حاكميت، در از ميان برداشتن تمامي نيروهاي مخالف و دگرانديش در دانشگاه‌هاي كشور بود و زنگ انقلاب فرهنگي دوم را به صدا در آورد. با شروع ترم جديد تحصيلي، توتاليتاريسم مذهبي با قدرت در صحن دانشگاه‌‍ صف‌آرايي كرد تا ثابت شود، هشدار‌هاي چپ راديكال در اين مورد بر اساس تحليلي منطقي و با توجه به شرايط پيش رو ارائه شده است.

توقيف نشريات مستقل و معترض، دستگيري دانشجويان دانشگاه‌هاي مختلف (امير كبير، چمران اهواز و ...)، صدور احکام سنگین انظباطی (مازندران، صنعتی شاهرود و ...) همگي بيانگر اين واقعيت اند كه رژيم، قلب جنبش هاي آزادي خواه و برابري طلب يعني جنبش دانشجويي را هدف قرار داده است. از سوي ديگر اعتراض دانشجويي در دانشگاه تهران به حضور احمدي نژاد و نيز راهپيمايي دانشجويان چپ دانشگاه اميركبير نشان داد كه دانشجويان در مقابل اين تعرضات چون سال 78 ديگر با داروي اصلاح طلبي به خاموشي نمي‌گرايند. دانشجویان با تكيه بر پشتوانه‌‌ي توده‌اي در درون دانشگاه و اتحاد فرادانشگاهي؛ در برابر نقض ابتدايي ترين حقوقشان نه تنها ساكت نمي‌مانند بلكه اين فشارها بر اتحادشان نيز خواهد افزود. فضاي خفقان و وحشتي که توسط دستگاه‌هاي انتظامي و امنيتي، بر دانشگاه‌ها حاكم شده است، به هيچ وجه نمي‌تواند از رشد فزاينده‌ي روحيه اعتراضي در جمع دانشجويان بكاهد. بحران‌هاي اقتصادي پي در پي، رژيم را با مشکلات عدیده روبرو کرده است. انزواي جهاني، جمهوري اسلامي را مجبور ميكند تا به جاي 50 درصد سهم درياي خزر به 13 درد رضايت دهد. به همين دليل است كه آگاهي رساني به جامعه، اقدام عليه امنيت ملي تلقي شده و دانشجويان كه طلايه‌دار اين جانفشاني‌اند بايد سركوب شوند. به حتم اين حلقه محاصره تنگتر خواهد شد و تنها راه برون‌رفت براي جنبش، اتحاد ميان تمام گروه‌هاي موجود در دانشگاه است زيرا جنبش دانشجويي با توجه اينكه منافعي مادی براي از دست دادن يا بدست آوردن ندارد مجبور است كه از خود، در برابر اين لشكركشي حفاظت كند و راهي كه دانشجويان پلي تكنيك پيش روي نهادند (حمايت از دانشجو فارغ از مرام و مسلك اعتقادي) منطقي ترين و مطمئن ترين مسير است. از همه مي‌خواهيم كه به پا خيزند در راه آزادي تمامي دانشجويان زنداني (پلي تكنيك، چمران، بوعلي همدان، تهران و ...) با اتحاد، صفوف دانشجويان را تا انتهاي اين راه همراهي كنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 17:6  توسط   | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک

در رابطه با شفاف سازی اعتراضات اخیر دانشجوئی در این دانشگاه

 

به دنبال برگزاري تجمع و تريبون آزاد دانشجويي در اعتراض به صدور احكام سنگين عليه سه دانشجوي پلي تكنيك در روز دوشبه 30 مهر ماه در اين دانشگاه، روابط عمومي انجمن اسلامي امير كبير در اطلاعيه به انتقاد از دانشجويان چپ و مشخصا "دانشجويان سوسياليست" پرداخته است. بر اين اساس و در راستاي اعلام مواضع شفاف خود  لازم مي دانيم به روشن ساختن پاره ای از مسائل جاری در دانشگاه پلی تکنیک بپردازیم.

متاسفانه یا خوشبختانه این اولین باری نیست که انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک برای فرار از نقدهای اساسی ای که به این مجموعه ی غیر دموکراتیک وارد می شود سریعا در پشت « دو قطبی خود ساخته ی انجمن اسلامی _ بسیج » ، پنهان می شود. جای بسی شگفتی است که مجموعه ای که قدمت خود را نزدیک به 40 سال می داند هنوز به مرحله ای از بلوغ سیاسی نرسیده است که به جای انگ زدن و اتهام چسباندن ، به نقدهای سازنده و منطقی منتقدان خود توجه کند و بدانها پاسخ دهد و در صورت نداشتن پاسخی در برابر نقدها به اصلاح تفکرات و روشهای خود بپردازد.

متاسفیم که دوستان هم دانشگاهیمان در بند طبقه ی حاکم بر ایران ، اسیر منافع و جهالتهای حاکمان هستند و متاسفیم که مسئله ی دربند بودن این عزیزان دستاویزی برای فرصت طلبان شده است تا  از این شرایط به بهره برداری سیاسی و پیشبرد اهداف گروهی خود بپردازند.

در شرایطی که مهره های کلیدی و تندروی انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنینک در چنگال رژیم گرفتار هستند ، ترکیبی از نا آگاهی مهره های جوانتر این مجموعه و سیاست بازی پیردانشجویان آن در حال دامن زدن به توهم جدید و خطرناک دیگری است . دو قطبی خیالی جددی که در آن انجمن اسلامی امیر کبیر در مقابل کل رژیم ایران قرار دارد. رفتار مهره های بازمانده از این مجموعه ی رو به زوال با دیگر گروه های دانشجوئی دقیقا مشابه توسل حاکمان کشورهای جهان سوم  به حربه ی اعلام حالت فوق العاده برای برخورد آسانتر با مخالفان و منتقدان سیاسی و اجتماعی خود است.

بازماندگان تشکیلات انجمن اسلامی در یک موضع گیری غیر سیاسی و غیر حرفه ای توقع دارند تنها و تنها به این دلیل که اعضایی از این مجموعه در زندان به سر می برند ، سایر گروه های دانشجویی آنان را بر حق شمارند و از انتقاد نسبت به عملکرد و تفکرات آنان خودداری کنند. این تفکر نادرستی است. بازماندگان مجموعه ی انجمن اسلامی دانشجویان  می توانند توقع داشته باشند که همگان برای رهانیدن دانشجویان از بند، تلاش کنند و همه ی گروه های دانشجوئی در بر ملا ساختن پرژه ی مدیریت دانشگاه برای ساختن « انجمن اسلامی دروغین» به آنان کمک کنند اما چشم بستن بر اشتباهات و خطاهای این مجموعه مسئله ای نیست که پشتوانه ای منطقی داشته باشد.

در بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان موجی از اتهامات و انگها روانه ی دانشجویان چپ و علی الخصوص دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک شده است که بیش از آنکه انعکاس مواضع سیاسی یک گروه دانشجوئی باشد نشانگر اوج خشم ، نفرت  و عصبانیت یک گروه سیاسی نسبت به حرکت رو به جلوی تفکرات منتقد و مخالف خود است. این بیانیه در حقیقت انعکاسی از روحیه اقتدارطلبی و منفعت طلبی کور  انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت است.

از آنجایی که مدتهاست بزرگان فکری انجمنهای اسلامی _ مانند  آقایان سروش ، یزدی و کروبی _ نگران « هویت اسلامی » مجموعه ی انجمنهای اسلامی هستند و مکررا انجمنهای اسلامی را به مقابله با تفکرات لائیک ، سکولار و غیر مذهبی توصیه می کنند و از آنجایئ که دیگر هیچ تشکل دانشجوئی مستقلی نمی تواند رسما ( از نظر مدیریت  دانشگاه و حاکمیت ) به فعالیت در دانشگاه بپردازد ، بهتر است اعضای محترم انجمن اسلامی دانشجویان رویای یکه تازی دوباره  در دانشگاه  به مدد داشتن « مجوز انحصاری فعالیت رسمی در دانشگاه » را به فراموشی بسپاردند. شرایط عینی دانشگاه و جامعه خود عاملی اجباری برای تکامل مبارزات دانشجوئی و تشکلهای دانشجوئی از غالبهای کهنه و پوسیده  گذشته به غالبهای مدرنتر و مطابق با شرایط جدید است که از نظر ما درک این شرایط عینی،  کلید پیروزی و موفقیت جنبشهای دانشجوئی بر حربه های جدید حاکمیت است.

به اعضای انجمن اسلامی دانجویان توصیه می کنیم به جای پناه بردن به دامان شیوخ مختلف و سرگردانی بین اساسنامه ی انجمنهای اسلامی و افکار خود ، برای کمک به همدانشگاهیان دربند به تکیه گاه و عامل اصلی قدرت یک گروه دانشجوئی که همانا پشتوانه ی دانشجوئی و بدنه ی آن در دانشگاه است روی آورند. دانشگاه  پلی تکنینک بیش از هشت هزار دانشجو دارد که علی رغم شرکت همه ی طیفهای دانشجوئی در اعتراض دانشجوئی روز 30 مهرماه 86 ، نسبت دانشجویان شرکت کننده در این اعتراض دانشجوئی چیزی بیش از یک به شانزده کل جمعیت دانشجوئی دانشگاه نبود. این در صورتی است که با توجه به صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای دانشجویانی که بی گناه در بند شده اند انتظار می رفت تعداد دانشجویان شرکت کننده در این اعتراض « بسیار » بیش از این تعداد باشد.

این نشان دهنده ی ضعف تمامی گروه های دانشجوئی مدعی در پلی تکنینک نسبت به اتخاد تاکتیکهای جدید برای مقابله با اوضاع جدید تحمیل شده و شکل گرفته در دانشگاه است.

پاسخ به چند اتهام تکراری انجمن اسلامی دانشجویان

 انجمن اسلامی دانشجویان ادعا می کند که : « چندی است علاوه بر تمام عداوت های جریانات اقتدارگرای داخل دانشگاه، انجمنهای اسلامی دانشجویان به طور عام و انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر به طور خاص، از سوی گروه های بعضا خلق الساعه ای که حامل ایدئولوژی چپ هستند » مورد تعرض واقع شده و مشخصا از نام « دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک » و ترکیب مکرر « جریانات موسوم به چپ » استفاده می کند.

همانطور که در بالا اشاره کردیم این سطور بیش از آنکه منعکس کننده ی واقعیت و حتی یک ادعای سیاسی باشد تنها و تنها نمایانگر عمق کینه و عصبانیت یک جریان سیاسی شکست خورده در دانشگاه است که شاهد بسط و گسترش عمقی تفکرات منتقد و مخالف خود است . بازماندگان مجموعه ی  انجمن اسلامی پلی تکنینک می توانند تمام معادلات سیاسی دانشگاه را در دستگاه دو قطبی « انجمن اسلامی _ دیگران » به خورد خود دهند همچنانکه خامنه ای از دو قطبی« خودی _غیر خودی» صحبت می کند و جرج بوش اعلام می دارد که : « هر کسی با ما نیست دشمن ماست». قرار دادن هر فرد یا گروه غیر انجمنی در کنار نام چکمه پوشان بسیج در دانشگاه بیش از آنکه به انحصار طلبی شما کمکی کند شما را بیشتر از فضای واقعی موجود در دانشگاه دور خواهد کرد. ضمن اینکه شما نمی توانید منکر این مسئله شوید که تندترین نقدها ی ساختاری به مجموعه ی انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت  توسط اعضایی از خود شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنینک در سال 84 و 85  انجام پذیرفت. این  اتهامات که به تعبیر انجمن اسلامی پلی تکنینک « گویی «تصادفا» در بسیاری از موارد همسو و همزمان با جریانات وابسته به حاکمیت بر علیه دانشجویان عضو انجمن های اسلامی آغاز می شود »  تصادفا در اوج حملات خرداد 85 علیه انجمن پلی تکنیک توسط نهاد رهبری و بسیج ، منجر به بازداشت « یک سوسیالیست و یک کمونیست »  عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک شد که علی رغم تمام اتهامات شما _  و تمام اعتقدات آنها که متفاوت با تفکرات انجمنهای اسلامی بود _ پیگیر رادیکالترین خواستهای دانشجوئی آن مقطع زمانی بودند و  با زندان انفرادی و محرومیت از ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بیشترین هزینه را در آن مقطع برای دفاع از تشکلی که عضو آن بودند پرداخت کردند.

در قسمتی دیگر از اتهام پراکنی انجمن اسلامی آورده شده است که : « انجمن اسلامی امیرکبیر اما با صرف نظر از عملکرد غیراخلاقی دانشجویان موسوم به چپ و بدون توجه به تهدیدات ایشان، در راستای سیاست آزادی بیان برای همه تفکرها و برای اعلام یکپارچگی فعالین دانشجویی به نیروهای اقتدراگرا، از میان ۱۰ سخنران برنامه، ۲ سخنران را به دانشجویان چپ اختصاص داد. چرا که اگر بنا به ترس از این تهدیدات فوق الذکر بود، انجمن اسلامی امیرکبیر بایستی بسیار زودتر از این ها و در زمانه ای که گروهک فشار موسوم به انصار حزب الله در برهم زدن تجمعات یکه تازی می کرد، پای خود را از فعالیت سیاسی و مدنی کنار می کشید

برای ما جای تعجب است که انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت که تجسم عینی بی اخلاقی و سیاست بازی هستند ، صفتی را که خود شهره ی آن هستند حواله ی دیگر گروه ها دانشجوئی می کنند. میزان اخلاقگرائی این دو مجموعه در پروژه ی فرادانشگاهی « استیضاح سعید حیبی» از سمت دبر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت ، رفتار مغرضانه نسبت به دانشجویان زندانی چپ ، تقلب در انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنینک و حذف دانشجویان با گرایش چپ از لیست نهایی منتخبان و اعلام فهرستی مغاییر با واقعیت _ و تامین کننده ی نظرات « لیدرهای غیر دانشجوی جنبش دانشجوئی!» _ به خوبی نمایان است. تاسف بارتر آنکه سیاست بازماندگان مجموعه ی  انجمن اسلامی نسبت به دانشجویان دربند حتی از سیاست « حلوا خوران » گروه های اصلاح طلب در زیر تابوت فعالان سیاسی تندرو هم رقت بارتر است. آیا به دلیل آنکه دانشجویان در بند در انجمنهای اسلامی هم عضویت دارند فقط کسانی می توانند از آنان حمایت کنند که از انجمن اسلامی پلی تکنیک به عنوان نهاد انحصاری در این زمینه کسب مجوز کنند؟ در صورتی که انجمن اسلامی پلی تکنیک نسبت به دانشجویان در بند و اعضای خود چنین دیدی دارد باید واقعا برای آنان ابراز تاسف کرد.

انجمن سلامي از «تبليغات گسترده و شفاف» خود و پخش «تراكت هاي تبليغاتي به صورت مخفيانه و محدود و بدون هماهنگي با متولي تريبون از سوي دانشجويان سوسياليست» سخن مي گويد. شايد انجمن اسلامي انتظار دارد دانشجویان سوسیالیست پلی تکنینک روبروي چشم ماموران اتنظامات و حراست دانشگاه به پخش تراكت بپردازند؟

 روز يكشنبه 29 مهر، يك روز قبل از برگزاري تريبون تنها دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك بودند كه در بسياري از دانشكده ها و نيز در صحن دانشگاه اقدام به پخش گسترده تراكت كردند كه متاسفانه به دنبال اين اقدام برخي اعضاي شورای مرکزی انجمن اسلامي دانشجويان سوسياليست را به زد و خورد و مرافعه در روز تجمع و نيز معرفي به انتظامات  دانشگاه تهديد كردند. پخش تراكت از سوي دانشجويان سوسياليست و دعوت از دانشجويان براي شركت در تريبون روز دوشنبه به معناي شركت مستقل در اعتراض به صدور احكام سنگين عليه سه دانشجوي پلي تكنيك صرف نظر از عضويت شان در هر تشكل  و يا عقايد و تعلقات فكري آنها مي باشد. دانشجويان سوسياليست در اعتراض به سركوب جنبش دانشجويي از دانشجويان پلي تكنيك و ديگر دانشگاه ها دعوت كردند تا در تريبون آزاد روز دوشنبه شركت كنند. هيچ تهديدي «مبني بر برهم زدن تجمع انجمن اسلامي» از سوي دانشجويان سوسياليست صورت نگرفته و ما اصولا تجمع روز دوشنبه را تجمع انجمن اسلامي ندانسته اين تجمع را اعتراض هماهنگ و يكپارچه دانشجويان پلي تكنيك و ديگر دانشگاه ها عليه حاكميت ، پیرامون جريان صدور احكام سنگين _ درون و برون دانشگاهی _  عليه فعالين دانشجويي و علی الخصوص سه دانشجوی دربند محکوم شده به حبس طویل المدت مي دانيم.

انجمن اسلامی امیرکبیر ، در گزارش تجمع روز دوشنبه در سایت خود ، هیچ اشاره ای به حضور دانشجویان چپ در این تجمع نکرده و  نه تنها از انتشار متن بیانیه دانشجویان چپ خودداری می کند که حتی از قرائت بیانیه های این دانشجویان نیز سخنی به میان نیاورده است. انجمن اسلامی امیرکبیر که خود را«معتقد به آزادی بیان و آزادی فعالیت طیف های مختلف فعالین دانشجویی» معرفی می کند ، چنین اقدامی را چگونه توجیه می کند و چطور بعد از نشان دادن این رفتار دانشجویان چپ را متهم به درج یکسویه ی اخبار تجمع در وبلاگهای خود می کند؟ شاید تمام مسئله در اینجاست که : « همه با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند

انجمن اسلامي اميركبير مشی چندین ساله خود را «مبتنی بر رعایت اخلاق و دفاع از حقوق تمامی جریانات سیاسی» معرفی می نمایند اما حتی به بدنه ی دانشجوئی خود خیانت می کند  و در حالی که در انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری بیانیه تحریم انتخابات را منتشر می کند ، چند نفر از چهره های شناخته شده انجمن اسلامی  در اتاق فکر ستاد انتخاباتی " یکی از استوانه های نظام" مشغول کار می شوند ، روزهای قبل از انتخابات با پیام کوتاه تلفن همراه دانشجویان را به رای دادن ترغیب می کنند و  در پای صندوقهای رای _ با سرانگشتان آبی رنگ _ عکس یادگاری می اندازند. آیا این همان اخلاق مد نظر انجمنهای اسلامی است؟ اگر تعریف اخلاق سیاسی از نظر شما چنین است ما به هیچ وجه خود را معتد به اخلاقی که شما تعریف کننده و نماینده ی آن هستید پایبند نمی دانیم.

انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک از یک سو از احترام به تفکرات دانشجویان سخن میگوید  و از سوی دیگر اندیشههای دانشجویان چپ را در « چهار چوب تنگ ایدئولوژی » میداند. ما در پاسخ به مانیفست کمونیست استناد میکنیم: « مارکسیسم ایدئولوژی نیست. مارکسیسم علم است. مارکسیسم سلاح طبقه کارگر برای مبارزه است

 اگر انجمن اسلامی به دنبال چهارچوب تنگ می گردند بهتر است به چهارچوب تنگ منفعت طلبی ای که در آن گرفتار است دقت کند. چرا هنگام ملاقات شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر با کروبی ، زمانی که شیخ اصلاحات با بیان اینکه " شاید یک مارکسیست این کار را کرده باشد " قصد کرد که برای نجات دانشجویان پناه آورده به دامانش ، دانشجویان مخالف خود را قربانی کند سکوت کردید ؟ آیا سکوت شما را باید عملی اخلاقی در راستای دفاع از حقوق فعالین چپ و به طور مشخص ، دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک ارزیابی شود ؟ آیا در آن هنگام با سکوت خود انجمن اسلامی پلی تکنیک را تصدیق کننده ی حرف کروبی نشان ندادید؟ آیا با سکوت خود به درستی ادعای خودتان مبنی بر جعل این نشریات توسط بسیج ، خط بطلان نکشیدید؟

برخلاف آنچه در اطلاعیه انجمن آمده ما « ایجاد تشکل مستقل دانشجویی» را نه راه رهایی بلکه اولین گام در راه مبارزات دانشجویی می دانیم .« چنین تشکلی خاستگاه ، مواضع و اهدافی کاملا مشخص و روشن دارد و مطالبات اصیل انسانی را پیگیری می کند .» ما هرچند خواستار اتحاد یکپارچه دانشجویان در مبارزه علیه حاکمیت هستیم بار دیگر اعلام می کنیم « تشکلی که در شرایط دشوار مبارزه در راه آزادی و برابری ، از اصول و مواضع خود دست بر می دارد و فرصت طلبانه به بهانه کاستن از فشار حاکمیت بر دانشگاه و برآورده ساختن مطالبات دانشجویان، وابسته به اصلاح طلبان درون حاکمیت و مدافع منافع آنان می شود ، شایستگی رهبری مبارزات رادیکال دانشجویی را ندارد» . از این رو از پیشنهاد انجمن اسلامی امیرکبیر مبنی بر برگزاری مستقل اعتراضات دانشجوئی استقبال کرده، از هم اکنون اعلام می داریم به نمایندگی از دانشجویان سوسیالیست کلیه دانشگاه های کشور ، مراسم 16 آذر را  مستقلا _ در دانشگاهی که در نزدیکی زمان مراسم اعلام خواهد شد _  برگزار کرده و از همه دانشجویان  آگاه و مبارز  _ غیر وابسته و غیر انحصارگرائی _ دعوت می کنیم  تا در این اعتراض حضور یابند . مسلما  در مبارزات رادیکال و یکپارچه دانشجویان علیه ارتجاع حاکم ، جریانات و احزاب فرصت طلب هیچ جایگاهی نداشته و نخواهند داشت .

نقد جریانات چپ دانشجوئی

در این میان به عنوان بخشی از نیروهای چپ دانشجوئی بر خود لازم می دانیم که به نقد عمل سیاسی رفقای خود بپردازیم. مسلما از نظر ما نقد متقابل جریانات همسو ( از هر گرایش و طیفی ) به منظور کاهش اشتباهات و اعتلای جنبش چپ دانشجوئی از اهمیت بیشتری برخوردار است همانطور که « انتقاد از خود » را در مرحله ی بالاتر اهمیت نسبت به نقد دیگران در دستور کار خود داریم.

در روز تجمع 30 مهر 86 ما شاهد حضور بدنه ی جوان طیفهای مختلف چپ دانشجوئی در دانشگاه پلی تکنیک تهران بودیم و گرچه به درخواست دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک مهره های قوی و قدیمی تر جریان چپ دانشجوئی از حضور در مراسم خودداری کردند اما شاهد حضور دانشجویان چپ دانشگاه های تهران ، علامه ، شریف و ... بودیم.

متاسفانه نحوه عمل گروهی از این دانشجویان ما را بر آن می دارد که اینبار نقد خود را در فضای علنی نسبت به عمل سیاسی این گروه اعلام داریم.

از نظر ما « سوسیالیزم نظامی از ارزشها را ارائه می کند که تا کنون هرگز به طور کامل تحقق نیافته است، نه یک الگوی ساخته شده را که تا کنون در جائی از جهان به نمایش گذاشته شده باشد.» ارزشهایی که مستقیما برای برپائی انسانی ترین نظام جهانی ممکن تبیین شده اند. در طول حیات  طبقه ی حاکم بر ایران ما شاهد نقض گستره و سیستماتیک حقوق اولیه و بنیادین انسانی ای هستیم که در طول تکامل اجتماعی انسانها ارزشگذاری شده اند. بنابراین وظیفه ی هر مبارز سوسیالیستی است که همگام با مبارزه در راه براندازی نظام غیر انسانی سرمایه داری جهانی به مبارزه در راه براندازی ساختار استبداد ی حکومتی که تحت اعمال قدرت مستقیم آن به سر می برد نیز همت گمارد. در یک کلام حفظ و حراست از انسانیت انسانها _ در هر گوشه از جهان و با هر گرایش فکری _ وظیفه ی تخطی ناپذیر تمام سوسیالیستهائی است که سوسیالیسم علمی را به عنوان ایدئولوژی خود برگزیده اند.

*تمام دانشجویان سوسیالیست باید پاسخ دهند چه اقداماتی برای دفاع از حریم دانشگاه _ به عنوان حداقل ها و عینی ترین وظیفه ی پیش روی هر فعال دانشجوئی انجام داده اند؟

* تمام دانشجویان سوسیالیست ایران باید پاسخ دهند که چه اقدامی برای افشای « پرژه ی جعل نشریات دانشجوئی » در دانشگاه پلی تکنیک به دست حاکمیت ، به منظور سرکوب بخشی از جنبش دانشجوئی انجام داده اند؟

*تمام گروه های چپ که صاحب رسانه ای هستند باید پاسخ دهند آیا قصد دارند رفتاری مطابق با بنگاه های دروغ پراکنی لیبرال در پیش گیرند یا تصمیم دارند مطابق با اخلاقی سوسیالستی در مقابل  اخلاق بورژوایی قد علم کنند و به دفاع ار حقایق بپردازند؟

* دانشجویان چپ دانشگاه تهران باید پاسخ دهند چرا و براساس چه تحلیلی در اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران به حضور احمدی نژاد در این دانشگاه در 16 مهرماه 86 شرکت نکردند؟ مگر سوسیالیستها نباید پرچمدار رادیکالترین مبارزات ضد ارتجاعی باشند ؟

متاسفانه ما در اوایل پرژه ی سازمانیافته ی نهادهای امنیتی برای سرکوب جنبش دانشجوئی در پلی تکنیک شاهد سکوت و بی تفاوتی بعضی از طیفهای چپ دانشجوئی نسبت به این مسئله بودیم. اگر نقد ما به دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی پلی تکنیک این است که چشم خود را جز برای دیدن منافع و سرنوشت  اعضای خود باز نمی کند خود بهتر از هر کس می دانیم که نخواهیم توانست این مشی چندین ساله را در این مجموعه ی غیر دموکراتیک تغییر دهیم اما ما خود را موظف می دانیم در صورت بروز چنین رفتاری از سوی طیفی از دانشجویان چپ ، برخوردی به مراتب شدیدتر و پیگیرانه تر داشته باشیم. گروه های چپ دانشجوئی  به هیچ وجه حق ندارند همچون انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت از حمایت از دانشجویان دربندی که همسو با تفکراتشان نیستند ، خودداری کنند.

در 20 آذر ماه سال 85 ما شاهد حضور پرچم ارتجاع در دانشگاه پلی تکنیک تهران بودیم. رادیکالیسم پرداختن و در صورت لزوم کوبیدن بر ریشه هاست. چرا « چپ رادیکال » به عنوان تنها گروه دانشجوئی منسجم چپ در آن دوران از شرکت در اعتراض دانشجوئی در آن تاریخ خودداری کرد ؟ شعار « مرگ بر دیکتاتور » و « مرگ بر ارتجاع » شعار همیشگی دانشجویان « چپ رادیکال» در تمام اعتراضات دانشجوئی ای بوده است که در آن شرکت کرده است پس چرا و به چه دلیل در اعتراض به تجسم عینی ارتجاع و دیکتاتوری شرکت نکردند؟ آیا هنگامی که دیدید دانشجویان شرکت کننده _ اعم از چپ و راست _ در این اعتراض دانشجوئی پر اهمیت چه هزینه های سنگین و باورنکردنی ای در این رابطه پرداختند ، بر خود ندیدید که به حمایت گسترده و پیگیر از این دانشجویان اقدام کنید؟

این سوالات بخشهایی از نقد ما به سایر گروه های چپ دانشجوئی است که ما در رای گیری کلی اعضا ، تصمیم گرفته ایم  به صورت علنی انعکاس یابد و ترجیح می دهیم قسمتهای دیگری از نقد خود را به صورت رو در رو با رفقا در میان بگذاریم.

در این بیانیه با باز شدن این بحث مایل هستیم به عملکرد گروه های غیر دانشجوئی در رابطه با اعتراض 30 مهرماه 86 نیز بپردازیم.

با تشدید جنون آمیز  موج سرکوب دانشجویان پلی تکنیک و حساس شدن محافل بین المللی بر روی این مسئله ما شاهد آن هستیم که تمام گروههای سیاسی _ اعمم از چپ و راست _ تمام تلاش خود را برای چسبانیدن این اعتراضات دانشجوئی به گروههای مطبوع خود می کنند. رقابتی جنون آمیز میان کانالهای ماهواره ای ، رادیوها و سایتهای گروه های سیاسی خارج نشین برای پخش یکطرفه و دور از حقیقت وقایع و حقایق در گرفته است. دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک _ به عنوان بخشی از بدنه ی دانشجوئی حاضر در این اعتراض دانشجوئی _ این « اخبار» و  « پوشش هدفدار خبری » را اقداماتی "فرصت طلبانه" و "خلاف شیوه عمل سوسیالیستی" ارزیابی کرده و  مرزبندی قاطع و قطعی خود را با همه گروهها و جریانات فرصت طلب _  چه چپ و چه راست _ اعلام می دارد.

اگر قرار باشد رسانه های گروه های چپ نیز همانند رسانه های راست _ از صدای آمریکا گرفته تا روزنامه ی کیهان _ حقایق را قربانی مصالح کنند ، ما در کلام و عمل سیاسی تفاوتی میان دو گروه قائل نخواهم شد.

جریان دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک نه یک جریان خلق الساعه است و زائیده ی جریانی دیگر در دانشگاه پلی تکنینک. دانشجویان سوسیالیست چه قبل از قیام 57 و چه بعد از قیام 57 در دانشگاه پلی تکنیک حضور  داشته اند و ما مفتخریم که بعد از بیش از یک دهه سرکوب گسترده و سازماندهی شده ی چپ توسط  حاکمیت ایران ، در مرحله ی جدید فعالیت چپ در دانشگاه اولین گروهی هستیم که گام بلند و محکم « سازمادهی» چپ دانشجوئی در پلی تکنیک را برداشته ایم.

افق ما چیزی فراتر سازماندهی صرف دانشجویان مبارز در دانشگاه پلی تکنیک است. هدف اصلی ما پیرامون یک اتحاد سوسیالیستی در سرتاسر دانشگاه های ایران است و تمهیدات لازم برای شروع علمی و قدرتمندانه ی این پروژه را فراهم کرده ایم. علی رغم آنکه خود را در مرحله ای از بلوغ سیاسی می بنیم که از ورود  در ائتلافها ی تامین کننده ی نظرات خود ابائی نداریم اما تا رسیدن به اهداف میان مدت خود طرحی برای پیوستن به گروه ها و جریانات سالم _ چه برسد به ناسالم _ قویتر نداریم.

درودهای رفیقانه ی خود را به تمام افراد و گروه ها  دانشجوئی و غیر دانشجوئی که به هر طریقی از ما حمایت کردند ، تقدیم می کنیم و صادقانه از همه ی آنها تقاضا داریم دغدغه ها و خطوط قرمز ما را درک کرده و بدانها احترام گذارند.

به زودی با آزاد شدن دانشجویان دربند رژیم تمام افراد و گروه هایی  که ضعفها ، اشتباهات ، احرافات و اقتدارگرائی خود را پشت اعتبار این دانشجویان و همدردی انسان دوستانه ی افکار عمومی نسبت به سرنوشت این عزیزان پنهان کرده اند رسوا خواهند شد. در آن زمان احتملا دیگر خبری از نفرین این و آن آفرین آن نخواهد بود و ما خوب می دانیم که فضای واقعی و اصلی فعالیت ،  آن زمان است و از چرخش توجهات عمومی نسبت به این دانشگاه در آینده متعجب نخواهیم شد زیرا که خود را جریانی محدود به یک دانشگاه و شرایط خاص نمی دانیم.

در پایان اعلام می داریم تنها صحت  اخبار و اطلاعاتی درباره ی ما و از دید ما مورد تایید است که از وبلاگ و پست الکترونیک  رسمی دانشجویان سوسیالیست که در ذیل این بیانیه خواهد آمد ، منتشر گردد.

 

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان سوسیالیست پلی تکنینک تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 6:21  توسط   |