تبليغاتX
آوای دانشگاه

 

کنگره قاضیان آلمان در شهر ورتس‌بورگ با حضور ناصرزرافشان چهره عوض کرد. زرافشان با غرور، پایبندی به حقوق بشر را به همه توصیه کرد و اعلام نمود که قصد دارد یک جنبش حقوق‌بشری را در بطن جامعه‌ی ایران پی‌ریزی کند.

تا روزهای‌ آخر معلوم نبود که آیا ناصر زرافشان اجازه‌ی خروج خواهد یافت یا نه.

کریستوف فرانک (Christoph Frank) ، رئیس اتحادیه‌ی قاضیان آلمان، در سخنرانی خود گفت، زرافشان از راه خاصی توانست خود را به آلمان برساند. وی گفت: «این، برای همسفران او سختی‌هایی به همراه داشت اما کار ما را راحت کرد. »

هرتا دویبلر گملین (Hertha Däubler Gmelin)، رئیس کمیسیون حقوق بشر و کمک‌های انسانی پارلمان آلمان در آغاز کنگره‌ی قاضیان به معرفی ناصر زرافشان پرداخت و ضمین ستایش از شجاعت‌های او در راه اجرای عدالت، این وکیل مبارز را "دیده‌بان حقوق بشر" خواند. دویبلر گملین گفت، زرافشان "با موضعی خلل‌ناپذیر در صف مردان و زنان بزرگی جادارد که در سرزمین‌های خود زیر سخت‌ترین شرایط برای حقوق بشر مبارزه می‌کنند".

زرافشان که کمی احساساتی شده بود، به کشورهای اروپای غربی برای نقض حقوق بشر اعتراض کرد. به گفته‌ی وی، این کشورها "زیر لوای مبارزه با تروریسم آزادی‌ها و حقوق فردی شهرواندانشان را محدود می‌کنند".

وکیل خانواده‌های قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای از اتحادیه‌ی قاضیان آلمان و سازمان عفو بین‌الملل به خاطر کمک‌ها و ‌همبستگی‌شان در دوران اسارت خود در زندان اوین تشکر کرد.

فعالیت‌های زرافشان

ناصر زرافشان در دهه‌ی ۱۳۵۰، پس از تحصیل در رشته‌ی حقوق در ایران و فرانسه با ساواک ("سازمان اطلاعات و امنیت کشور" در زمان شاه) درگیر شد. او یکی از بنیان‌گذاران کانون وکلای دموکراتیک ایران بود و در یکی از فعالیت‌هایش برای دفاع از زندانیان سیاسی موفق شد، از محاکمه‌ی شماری از مخالفان رژیم شاهنشاهی در یک دادگاه نظامی جلوگیری کند. با تلاش بی‌وقفه‌ی زرافشان، متهمان در یک دادگاه عادی محاکمه و در نهایت آزاد شدند.

زرافشان پس از انقلاب اسلامی به دفاع از متهمانی برآمد که بیشتر زنان فعال و پیروان اقلیت‌های مذهبی بودند. آخرین فعالیت وی، دفاع از حقوق خانواده‌های قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای بود که برای خودش به زندان انجامید.

ناصر زرافشان در اسفند ۱۳۸۰، پس از افشاگری در زمینه‌ی پرونده‌ی قتل‌های سیاسی موسوم به زنجیره‌ای، در یک دادگاه نظامی محاکمه و به اتهام دروغ "فاش‌کردن اسرار حکومتی و نگهداری اسلحه و مشروبات الکلی" به ۵ سال زندان و ۷۰ ضربه شلاق محکوم شد.

صدای آلمان

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 5:21  توسط دانشجوی پلی تکنیک  | 

دانشجويان و دانشگاهيانبا تبريك به تمامي دانشجويان و كوشندگان راه آزادي بمناسبت بازگشايي دانشگاه و با گراميداشت ياد و خاطره كليه مبارزان و آزاديخواهان و دانشجوياني كه در زندانهاي مخوف اوين و گوهردشت و ساير زندانهاي جمهوري اسلامي، مشعل پايداري و آزادگي را فروزان نگاه داشته و براي رهايي و آبادي ايران از حاكميت استبداد پافشاري ميكنند, خصوصا آقايان احسان منصوری، احمد قصابان، مجيد توکلی، کيوان انصاری، سعيد درخشنده و پويا جهاندار ..اينک ضربان قلب ما را بشمارتا حکم دهند لحظه ها را بشمارگفتند: سخن نگو، نينديش، بمان!تعداد زبان بريده ها را بشمارپرونده عاشقان آزادی راتک تک بگشا ستاره ها را بشمارتعليق، هزار ترم! تهديد! اخراج!صفحه پس صفحه ناروا را بشمارتک واحد آزادی را بيست شديمبر جرگه عشق نام ما را بشماروآنک که تن سياه شب می سوزدمعکوس، پسين شماره ها را بشماربيش از 70 مورد بازداشت, بيش از 217 مورد احضار به كميته هاي انضباطي و202 حكم محروميت از تحصيل و توقيف 44 نشريه دانشجويي , بيلان يك ساله سركوب جنبش دانشجويي در ايران بوده است .و سال تحصيلي جديد را در شرايطي آغاز ميكنيم كه دانشجويان آزاده باتهامات واهي و دروغين در بند و زندان ، اساتيد آگاه زير تيغ پاكسازي و اخراج، فعالين حقوق مدني زير احكام حبس و اعدام , قلم نويسندگان و روشنفكران شكسته و موج نقض حقوق بشر و اجراي احكام ضدانساني اعدام و سنگسار , از دستاوردهاي دولت باصطلاح مهر ورز نهم ميباشد.واي اگر از پس امروز بود فردايي!!!ما دانشجويان دانشگاههاي سراسركشور،ضمن اعتراض به كليه بازدداشت ها و احكام انضباطي محروميت از تحصيل كه طي دوسال اخير توسط دولت نهم بر دانشجويان و دانشگاهيان اعمال شده , ماه مهر را ماه همبستگي و اعتراض عليه اين اقدامات سركوبگرانه اعلام كرده و تا محقق شدن تك تك خواسته هاي خود سكوت نخواهيم كرد :1. ما خواهان بازگشت تمامي ياران در بند و محروم شده از تحصيل , به حريم مقدس دانشگاه هستيم و اعلام ميكنيم كه هيچ مقام دولتي و نظامي اجازه محروم كردن دانشجويان از تحصيل را ندارد .2. دانشگاه را كه همواره در طول تاريخ ملت ايران ، سنگر آزادي بوده همچنان بعنوان نقطه ثقل مبارزات سياسي مردم ايران حفظ كرده و خواهان پاكسازي حريم مقدس دانشگاه از حضور نيروهاي انتظامي هستيم .3. در برابر زورگوييها و فشار ايادي و نمايندگان و نهادهاي جمهوري اسلامي ايستاده و خواستار برقراري انتخابات آزاد براي تعيين نمايندگان واقعي دانشجويان در تمامي دانشگاههاي سراسر كشور هستيم .4. با پشتيباني و حمايت از يكديگر در برابراحكام ظالمانه احضار و اخراج و تصفيه اساتيد و دانشجويان قد علم كرده و با اتحاد و همبستگي، در مقابل اين اقدامات سركوبگرانه خواهيم ايستاد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 23:22  توسط دانشجوی پلی تکنیک  | 

عضو کمیسیون آموزش مجلس گفت: «وزارت علوم قصد دارد تا به دلیل مسائل سیاسی و برای جلوگیری از تجمعات دانشجویی خوابگاه‌های دانشگاه‌های تهران را به مرور زمان کاهش داده و تعطیل کند».

شهریار مشیری در گفت و گو با آفتاب در مورد اعتراض برخی از دانشجویان کارشناسی ارشد مبنی بر اینکه دانشگاه‌ها از دادن خوابگاه به آن‌ها خودداری می‌کنند توضیح داد: «در بودجه سرانه‌ای که دولت برای هر یک از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی در اختیار وزارت علوم قرار می‌دهد، مبلغی هم برای خوابگاه در نظر گرفته شده است. این سرانه بین پنج تا هفت برابر شهریه‌ای است که دانشگاه آزاد از دانشجویان خود دریافت می‌کند اما متاسفانه امکانات و خدماتی که به دانشجویان دانشگاه‌های دولتی داده می‌شود در همان حد دانشگاه آزاد هم نیست».

وی گفت: «اگر دولت این سرانه بالا را در اختیار مراکز خصوصی قرار دهد و از آنها بخواهد که تمامی دیپلمه‌ها را بدون کنکور وارد دانشگاه کنند و خدمات مطلوب به آن‌ها ارائه دهند نتیجه بسیار مطلوب‌تری گرفته خواهد شد و خواهیم دید که این موسسات باز هم بودجه زیادی می‌آورند. این نشان دهنده اوج ضعف وزارت‌خانه در مدیریت است. معلوم نیست که چقدر ریخت و پاش و سوءمدیریت وجود دارد که این بودجه عظیم باز هم به جایی نمی‌رسد».

مشیری تصریح کرد: «پس از چندین ماجرای اعتراضی که دانشجویان در آن شرکت داشتند، وزارتخانه تصمیم گرفته است که تا حد امکان خوابگاه‌های دانشجویی را در تهران کاهش دهد. این مساله کاملا با اهداف سیاسی رخ می‌دهد، به نحوی که به هیچ یک از دانشجویان کاردانی خوابگاه تعلق نمی‌گیرد، ظرفیت خوابگاههای دوره کارشناسی کاهش یافته و دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری نیز به مرور فاقد خوابگاه می‌شوند».

نماینده مردم بندرعباس در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: «هرچند که وزارتخانه سعی می‌کند تا با اهداف سیاسی خوابگاه‌های تهران را از میان بردارد، اما مسئله این است که همچنان دولت سرانه دانشجو را به صورت کامل در اختیار وزارتخانه قرار می‌دهد و در حال حاضر بخشی از این سرانه که به امور خوابگاهها مربوط بود در اختیار وزارتخانه باقی می‌ماند تا آن را به هر نوع که می‌خواهد خرج کند».

مشیری خاطر نشان ساخت: «در واقع وزارتخانه ضعف مدیریتی خود در خدمات‌رسانی را با قطع خدمات جبران می‌کند».

وی ادامه داد: «دانشجوها در خوابگاه‌ها با یکدیگر ارتباط علمی و حتی فرهنگی برقرار می‌کنند و اگر ما خوابگاه را از آنها بگیریم و مجبورشان کنیم که بروند و هرکدام در یک گوشه شهر برای خود مکانی پیدا کنند نه تنها امکان خدمات رسانی به آنها وجود ندارد، بلکه حتی از لحاظ فرهنگی نیز امکان فعالیت وجود ندارد».

این عضو کمیسیون آموزش گفت: «من باز هم تاکید می‌کنم که مشکل کم‌بود خوابگاه‌ها یک مسئله سیاسی است، وگر نه برای یک مملکت به این بزرگی ایجاد خوابگاه برای ۵-۶هزار نفر اصلا مسئله‌ای نیست».

مشیری در مورد شهریه دانشجویان شبانه نیز توضیح داد: «وزارتخانه از دانشجویان شبانه مبالغ هنگفتی شهریه دریافت می‌کند، در حالی که تمامی مخارج آنها را قبلا از دولت گرفته است. آن استادی که سر کلاس به دانشجویان شبانه درس می‌دهد حقوقش را از سازمان مدیریت دریافت می‌کند. فضا و امکانات آموزشی هم که هیچ تغییری نکرده و همانی است که با پول و اعتبار دانشجویان عادی ایجاد شده است و در واقع تمامی شهریه دانشجویان شبانه به حساب وزارت علوم واریز می‌شود. به همین دلیل هم هست که در حال حاضر وزارت‌خانه هیچ تلاشی در راستای افزایش ظرفیت دانشجویان عادی انجام نمی‌دهد و تنها ظرفیت شبانه‌ها را بالا می‌برد که برایش درآمد به همراه دارد».

منبع: خبرنامه امیر کبیر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 0:46  توسط دانشجوی علامه  | 

بنا به اطلاع دریاتی توسط خبرنگار  "آوای دانشگاه" روز گذشته  در حدود  ساعت ۴ بعد از ظهر روز سه شنبه 27 شهریور وبلاگ دانشجویان دانشگاه آزاد تهران - جنوب توسط  تروریست های اینترنتی که با نام "تعدادی از جوانان انقلابی میهن اسلامی"(حزب الله) فعالیت می کنند، هک شد.

این وبلاگ یکی از معتبرترین منابع خبری برای جنبش دانشجویی بوده است که با اطلاع رسانی خود سانسور حکومتی را شکسته و اخبار مبارزات جنبش دانشجویی و سایر جنبش های اجتماعی را در اختیار مردم قرار می داد.

"آوای دانشگاه" ضمن حمایت از رفقای دانشجوی مبارز  دانشگاه آزاد تهران جنوب این عمل هکر های اسلامی را  محکوم می کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 0:36  توسط دانشجوی علامه  | 

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود، به خاطر حضور در نشست اسفند ماه دفتر تحكيم وحدت با حكم انحلال از سوي وزارت علوم روبرو گشت.

اين انجمن در حالي محكوم به تخلف از اساسنامه خود و حكم لغو مجوز شد كه طبق ماده ۴ اساسنامه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي ، اين انجمن عضو تشكيلات دفتر تحكيم وحدت بوده و موظف است با واحد هاي اين تشكيلات ارتباط مستمر داشته باشد. و طبق اساسنامه همين يكي از وظايف انجمن ، تلاش جهت تقويت تشكيلات دفتر تحكيم وحدت مي باشد. و باز طبق بند ب و ج ماده ۲۴ اساسنامه ، مرجع تفسير اساسنامه شوراي نظارت انجمن اسلامي است كه در اين مورد رفتار شوراي مركزي را مطابق با اساسنامه طلق كرده و از اين حضور دفاع كرده است. در حالي انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود از طرف حكم هيئت نظارت مركزي مستقر در وزارت علوم محكوم به جدا شدن از يك اتحاديه و پيوستن به اتحاديه ديگر شده است كه انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود عضو اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور ( دفتر تحكيم وحدت ) بوده و در سالهاي اخير فقط يك مجموعه با اين عنوان فعاليت مي كند كه نشست ان در اسفند ماه سال گذشته برگزار گشت.

در این زمینه اشکان مدنی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود افزود:

سید اشکان مدنی در این رابطه گفت روز یکشنبه دبیر هیئت نظارت دانشگاه بطور شفاهی از تایید حکم انحلال انجمن توسط وزارت علوم خبر داد در حالیکه هیئت نظارت موظف است که حکم را بصورت کتبی به مسئول تشکل ابلاغ کند که این اقدام صورت نگرفت. وی اظهار داشت متاسفانه قبل از آنکه حکم ابلاغ ِِ کتبی شود مسئولین دانشگاه از ادامه ی مراسم استقبال انجمن از ورودی های جدید دانشگاه ممانعت بعمل آوردن که این عمل غیر قانونی بوده است .

اشکان مدنی در ادامه افزود حکم انحلال انجمن اسلامی با انگیزه های سیاسی بوده و مسلما عاملان آن بدنبال حذف منتقدین از دانشگاه می باشند وی با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با انجمن های اسلامی، این اتفاقات را هزینه ی پافشاری دانشگاه برای نقد شفاف از عملکرد جریان حاکم دانست به اعتقاد این فعال دانشجویی برخوردهای صورت گرفته در سال جاری با دانشگاهها بی سابقه بوده است و بنظر می رسد که جریان افراطی سهیم در قدرت پی گیر سیاست مواجهه و سرکوب دانشگاهیان است.

وی در پایان خاطر نشان کرد انجمن اسلامی در طول یکسال گذشته فعالیتی کاملا قانونی داشته است و در تمامی فعالیت های خود اساسنامه و آیین نامه تشکل ها را مد نظر داشته بنابراین منحل کردن انجمن متکی بر هیچ ادله حقوقی و قانونی نیست از اینرو انجمن اسلامی ضمن اعتراض به این حکم درصدد است موضوع را از طریق دیوان عدالت اداری پی گیری کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 0:30  توسط دانشجوی علامه  | 

با توجه به شایعاتی که در دانشگاه اصفهان پخش شده است بیم آن می رود که ۳ تن از کشته شدگان در جنگ ایران و عراق ظی شبهای قدر در این دانشگاه دفن شوند.

پیش از این نیز در چندین دانشگاه کشور شاهد اتفاقات مشابهی بوده ایم که به عنوان مثال می توان به وقایع اسفند ۸۴ دردانشگاه شریف اشاره کرد. در این واقعه نیروهای انصار حزب الله به دانشگاه هجوم آوردند و دانشجویان را مورد معترض را مورد ضرب و شتم قرار دادند. آن چه که مسلم است این گونه اقدامات با هدف سرکوب و گسترش کنترل بر دانشگاه و جنبش دانشجویی انجام می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 6:19  توسط دانشجوی شریف  | 

ابراهیم یزدی خطاب به گروهی از دانشجویان انجمن های اسلامی و تحکیم وحدت: مراقب نفوذ ورخنه لائیک ها درانجمن های اسلامی باشید!
 
دغدغه های ابراهیم یزدی درمورد جنبش دانشجوئی
تقی روزبه
اگرازکسی که قبلا این خبر ونام گوینده این سخنان را نخوانده ونشنیده باشد،بخواهید حدس بزند که این عبارت راچه کسی گفته است،واگرباوفرصت بدهید که طی 21 سؤال نام گوینده را کشف کند،احتمالا ناموفق خواهد شد.چرا که ذهن اوبرای یافتن پاسخ،بطورطبیعی نخست درچهارچوب کسانی که بیشترین بهره مندی ازوضعیت موجود و وظیفه پاسداری ازآن را برعهده دارند به تکاپو خواهد افتاد:او به ترتیب ازخامنه ای ونمایندگان وی دردانشگاه ها تا احمدی نژاد ومقامات امنیتی سرشناس نام خواهدبرد.سپس سراغ باصطلاح اصول گرایان اصلاح طلب هم چون رفسنجانی و کروبی و... خواهد رفت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 13:49  توسط دانشجوی علامه  | 

بنا به اخبار رسیده به "آوای دانشگاه" دو تن از فعالان دانشجویی دانشگاه تهران به نام های امیر حسین اعتمادی و سعید قاسمی نژاد به زندان محکوم شده اند.

به گزاش خبرنگار "آوای دانشگاه" این دو تن در خلال نا آرامی های سال ۸۲ د خوابگاه کوی دانشگاه توسط نیرو های امنیتی و انتظامی بازداشت شدند با صدور حکم از طرف دادگاه به ۲ سال حبس  تعلیقی به مدت  ۵ سال محکوم گردیده اند.

دادگاه به ریاست قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادسرای انقلاب در تاریخ شنبه ۱۰ شهریور ماه جاری با حضور اعتمادی و وکیل وی دکتر دادخواه تشکیل جلسه داد.
دادگاه وی را  به جرم اقدام علیه امنیت ملی به در تاریخ سه شنبه ۱۳ شهریور ماه ۸۶ به دو سال حبس که به مدت پنج سال به حال تعلیق درخواهد آمد محکوم نمود.

همچنین  سعيد قاسمی نژاد فعال دانشجويی دانشگاه تهران از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به رياست قاضی صلواتی به ۲ سال حبس به مدت ۵ سال تعليق محکوم شد.دادگاه ، اين دانشجوی دانشگاه تهران را به اتهام تحريک به اغتشاش و اقدام عليه امنيت ملی به دو سال حبس محکوم و از اتهام اخلال در نظم عمومی تبرئه کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 13:35  توسط دانشجوی علامه  | 

بنا به اخبار رسیده به "آوای دانشگاه" موج اخراج اساتید بعد از دانشگاه های تهران به شهرستان ها نیز کشیده شده اسیت.

بنا به اخبار منتشر شده ۵ تن از اساتید دانشگاه سنندج و همچنین چند تن از اساتید دانشگاه اصفهان از ادامه تدریس در ترم جدید که از مهر ماه آغاز می شود  محروم گشته اند.

بنا به همین اخبار رسیده به خبرنگار "آوای دانشگاه" ۵ تن از اساتيد و اعضاي هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سنندج در روز های گذشته  طي احکامي از ادامه  تدريس در اين دانشگاه منع شده اند. دکتر احمد قاضي زاده یکی از  برجسته ترين چهره های آکادمیک  اين دانشگاه تنها ۱۵ سال سابقه کار در اين دانشگاه را دارد و چهار نفر ديگر نيز هيچ کدام سابقه کارشان به مرز بازنشستگي نرسيده است. ظرف کمتر از يک سال اين دومين بار است که دانشگاه علوم پزشکي سنندج علاوه بر اعمال فشار بر دانشجويان خود، شاهد بازنشسته کردن اجباري اساتيد و اخراج اعضاي هيات علمي و کارمندان بخش هاي مختلف خود مي باشد.

احمد قاضي زاده، پروين مناسکي، هوشنگ زندي، فراست اردلان و مظفر فيروزمنش ۵تن از اعضاي هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي استان کردستان هستند که اجبارا بازنشسته شده اند. دکتر احمد قاضي زاده دانشيار و متخصص اين دانشگاه، ۵۴ سال سن دارد و سابقه کار وي در اين دانشگاه ۱۵ سال بيشتر نيست. قاضي زاده علاوه بر فعاليت هاي خود در هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سنندج، مقالات متعددي در مجلات و منابع معتبر علمي خارج از کشور به چاپ رسانده و بالاترين رتبه علمي دانشگاه مذکور را نيز دارد.

در مورد علت بازنشسته کردن دکتر قاضي زاده گفته مي شود وي به دليل مسائل عقيدتي و همچنين انتقاد از نحوه عملکرد رياست دانشگاه با اين حکم روبرو شده است. در مورد علت اخراج چهار نفر ديگر، که عضو هيات علمي بنيان گذار اين دانشگاه هستند هنوز صحبتي به ميان نيامده است.

همچنین منابع دانشجویی در دانشگاه اصفهان در گفت و گو با خبرنگار "آوای دانشگاه"  خبر از اخراج دكتر جعفري از اساتيد برجسته علوم سياسي دانشگاه اصفهان می دهند. اين در حالي است كه ترم گذشته پس از شدت‌گرفتن اعتراضات دانشجويي مسوولان قول مساعد جهت لغو حكم ايشان را به دانشجويان داده بودند با این وجود  با استفاده از تعطيلات تابستاني و عدم امکان اعتراضات دانشجویی اقدام به اخراج اين استاد كردند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:15  توسط دانشجوی علامه  | 

19 سال از کشتار زندانيان سياسي در سال 1367 گذشت!

 

19 سال از کشتار زندانيان سياسي در تابستان 67 مي گذرد و ما همچنان در انتظار روزي هستيم که کميته هاي حقيقت ياب و دادگاه هاي مردمي ضمن تحقيق و جمع آوري اطلاعات، با روشن ساختن تمام ابعاد اين جنايت ضد بشري، نسبت به مجازات آمران و عاملان آن اقدام کنند.

پس از پايان جنگ و پذيرش قطع نامه ي 598 از سوي حکومت اسلامي، شکسته شدن اتوريته ي کاذب نظام، فرار سربازان از جبهه، بحران هاي اقتصادي و اجتماعي گسترده و پيش بيني گسترش جنبش هاي اجتماعي در سال هاي پس از جنگ، حکومت اسلامي که از موج جديد اعتراضات و اعتصابات مردمي در هراس بود، طي ماه هاي مرداد و شهريور 67 به اعدام گسترده ي هزاران زنداني سياسي پرداخت.

اين زندانيان سياسي که شکنجه و زندان هاي طولاني مدت و همچنين روزهاي خفقان آور  دهه ي 60 را از سر گذرانده بودند، متشکل شده و زندان را به مدرسه ي مبارزه تبديل کرده بودند، تجربيات مبارزاتي ذيقيمت آنها را قادر مي ساخت که پس از آزادي از زندان  با کمک به سازماندهي اعتراضات و اعتصابات مردمي به اپوزيسيون قدرتمندي براي حکومت اسلامي تبديل شوند. بيهوده نبود که کشتار آنان با سراسيمگي و عجله ي وصف ناشدني تحت مانور تبليغاتي حکم قتل سلمان رشدي  و پذيرش قطعنامه 598 ، به بهانه ي حمله ي «مجاهدين» به شهرهاي غربي کشور انجام گرفت. زندانيان در دادگاه هاي چند دقيقه اي تفتيش عقايد به جرم اعتقاداتشان به اعدام محکوم شدند. در ميان اعدام شدگان بسياري در حال گذراندن دوران محکوميت خود بودند؛ دوران محکوميت شمار زيادي از آنان به پايان رسيده بود و شماري از آزادشدگان دوباره فراخوانده شدند تا به جوخه هاي آتش سپرده شوند. ابعاد اين جنايت ضد بشري به دليل سانسور شديد خبري و گستردگي آن در سراسر کشور هنوز روشن نيست؛ اما آنچه که مسلم است به قتل رسيدن حداقل 5000 نفر زنداني سياسي در زندان هاي مختلف حکومت اسلامي است.

زندان، شکنجه و اعدام از ازل در جامعه بشري نبوده و نبايد تا ابد وجود داشته باشد. زندان، شکنجه و اعدام و به طور کلي پديده ي سرکوب را جز در پرتو مبارزه ي طبقاتي، به عنوان وسيله اي براي به شکست کشانيدن جنبش طبقات تحت سلطه نمي توان درک کرد. واضح است که جامعه در تمام لحظات در شرايط بحراني و انقلابي قرار ندارد، بنابراين حاکمين سرمايه براي حفظ مناسبات اسارات بارشان تمام تلاش خود را صرف خارج کردن بخش زيادي از فعالين سياسي طبقات محروم از عرصه ي مبارزه ي طبقاتي بالفعل و تغيير توازن قوا مي کنند. حکومت ها خوب مي دانند که جز با نيروي انسان هاي متشکلي که با عمل آگاهانه ي جمعي شان براي براندازي مناسبات سرمايه داري تلاش مي کنند، نمي توان جهاني آزاد ساخت. درست به همين دليل با زنداني و اعدام کردن افراد با تجربه و پرتحرک سازمان هاي سياسي مخالف، سعي در انهدام آن سازمانها و ساير تشکلهاي مردمي دارند. زندان و اعدام کردن مخالفين علاوه بر حذف فيزيکي آنان، با هدف ايجاد و گسترش هراس در جامعه و به خصوص در ميان طبقات تحت ستم دنبال مي شود. هدف در هم شکستن اعتماد به نفس توده هاست، همه بايد آن گونه که حاکمان مي خواهند بيانديشند و زندگي کنند.

کشتار زندانيان سياسي در تابستان 67 اولين و آخرين کشتار دگرانديشان، کمونيست ها و نيروهاي مترقي در ايران و جهان نبوده است.  طي قرن گذشته در بسياري نقاط دنيا و از آن جمله در کشورهاي آسيايي و آمريکاي لاتين، نظام جهاني سرمايه ديکتاتورها را تحت عناوين مختلف مامور کشتار کمونيست ها و دگرانديشان کرده است. در ايران کشتار هزاران انسان طي مدت کوتاهي در تابستان 67، به دنبال حدود يک دهه سرکوب عنان گسيخته  و برقراري حکومت نظامي- پليسي اسلامي و به خصوص کشتار خونين دهه ي 60 روي داد. آزادي خواهان و فعالين جنبش کمونيستي، با به زندان افتادن و تحمل شکنجه هاي طاقت فرسا، و در نهايت با از دست دادن جانشان تاوان سرافرازي جنبشي را پس دادند که براي جهاني بهتر و انساني تر مبارزه مي کرد. از آن جا که زندان، شکنجه و اعدام يکي از ابزارهاي طبقات حاکم در مبارزه عليه طبقات فرو دست است، تا زماني که اردوي کارگران در برابر مناسبات سرمايه قد علم کرده است، تکرار چنين جناياتي در ايران يا هر گوشه اي از دنيا عجيب نخواهد بود. چنان که کشتار 67 ، با قتل هاي زنجيره اي دنبال شد، و امروز هم حکومت اسلامي با اصرار براي ادامه ي بازداشت محمود صالحي که در وضعيت وخيم جسمي به سر مي برد هدفي جز گرفتن جان او را دنبال نمي کند. براي پايان دادن به اين جنايات ضد بشري بايد مجموع مناسبات سرمايه داري و ديکتاتوري حامي اين مناسبات را هدف قرار داد. اولين گام در جهت پايان دادن به جنايات ضد بشري چون کشتار زندانيان سياسي در تابستان سال 67، لغو «مجازات اعدام» است. مجازات اعدام نشانه ي بيماري سازمان جامعه اي است که وسيله ي دفاعي اش جلاد است. جنبش طبقه ي کارگر به جاي انتقام جويي و ستايش جلاداني که با اعدام جنايتکاران راه را براي ظهور جانيان جديد باز مي کند به طور جدي براي تغيير سيستمي مبارزه مي کند که چنين جنايت هايي را به وجود مي آورد.

ياد جانباختگان راه آزادي و سوسياليسم بايد زنده نگاه داشته شود، پرونده ي کشتارهاي خونين دهه ي 60 بايد گشوده باقي بماند؛ بايد گشوده بماند اما نه در نهادهاي جهاني حقوق بشري که بر حسب منافعشان نسبت به آن چه در ايران اتفاق افتاد سکوت کرده و مي کنند و به دليل سرشت ذاتي شان سرانجام خون قربانيان اعدام هاي تابستان 67 را پاي ميز مذاکره معامله مي کنند؛ بايد  ياد ازخودگذشتگي و دلاوري جانباختگان قتل و عام 67 زنده بماند در قلب هاي ما، در مشت هاي گره کرده ي ما، در وجدان هاي آگاه  مردم جهان و در همبستگي و مبارزه ي جهاني ما، تا آن روزي که در دنيايي آزاد به اين جنايات رسيدگي شود. در آن روز تک تک زندانيان سياسي و يا بازماندگان آنان مي توانند از لحاظ حقوقي و قانوني براي پيگيري مجرمين و جنايتکاراني که آنان را دستگير و شکنجه کرده، به زندان انداخته و بخش زيادي از آنان را به قتل رسانده اند، اقدام کنند.

اما حکومت سرمايه داري حاکم علاوه بر آسيب هاي بازگشت ناپذيري که به زندانيان سياسي، خانواده ها و بازماندگان آن ها وارد کرده است، مرتکب جنايت عليه بشريت نيز شده است. قتل سيستماتيک مخالفين سياسي طي دهه ي 60 و به خصوص در سال 67، کشتار جمعي و جنايت عليه بشريت محسوب مي شود و مشمول مرور زمان نمي شود، بنابراين حکومت اسلامي علاوه بر پاسخگويي در برابر تک تک قربانيان بايد پاسخگوي تاريخ و جامعه ي انساني هم باشد.

کشتار زندانيان سياسي در سال 67 نمادي از جنايات ضد بشري حکومت اسلامي و نظام جهاني سرمايه است. «خاوران» سند افشاگر اين جنايات است؛ بنابراين تلاش براي زنده نگاه داشتن ياد جان باختگان راه آزادي و سوسياليسم در تابستان 67 و حفظ سندي به نام «خاوران»، جزئي از مبارزه ي بي امان براي جهاني است که در آن اثري از اعدام، شکنجه و زندان نيست. «خاوران»، زمين مهرباني که هزاران تن از زيباترين فرزندان آفتاب و باد را در خود جاي داده ، نه خصم حکومت اسلامي که انکار اين حکومت است. بنابراين در شرايطي که مي خواهند سکوت را به ما تحميل کنند بايد از «خاوران» گفت و از کشتار 67 نوشت. ستم واقعي را بايد با آگاه کردن مردم از آن، ستمگرانه تر سازيم، ننگ را بايد با افشاي آن ننگين تر کنيم. «خاوران» را مثل هر قلمرو ديگري از جامعه ي ايران بايد چون لکه ي ننگ اين جامعه نشان دهيم. بايد اين روابط واپسگرايانه را واداريم تا با ساز خود برقصند!

چپ کارگری دانشگاه های تهران

دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک

نشریه ی میلیتانت

هیئت تحریریه سایت سلام دموکرات

1386/6/9

 

 

 توضیح آوای دانشگاه: بیانیه فوق در مراسم بزرگداشت یاد و خاطره جانباختگان کشتارهای سال ۶۰ تا ۶۷ در دشت خاوان در روز جمعه  ۹ شهریور توسط دانشجویان خوانده شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 23:53  توسط دانشجوی شریف  |